
چقدر سخته دلت بخواد سرتو به دیواری تکیه بدی که زیر آروار غرورش همه وجودت له شد...

چقدر سخته دلت بخواد سرتو به دیواری تکیه بدی که زیر آروار غرورش همه وجودت له شد...
سلام سلام فقط اومدم زودی بهتون تسلیت بگن و برم
شهادت بانوی پاکی ها بر همه تسلیت
میدونم خلاصه گفتم
اما اوج غم تو سکوته
چ روزی بود امروز؟؟
خیلی خندیدیم برای درس عملیات کشاورزی زمین میخواستیم با پیشنهاد استاد رفتیم و از گلخونه استفاده کردیم
پسر های هم ترم ما هم مث همیشه بد تر از دختران با دوتا بیل زدن افتادن یه گوشه
وضع خنده داری بود تو دانشگاه تموم دانشجوها میومدن و نیگاه میکردن
دخترا در خال بیل زدن و علف هرز جمع کردن پسرا زیر سایه دانشگاه در حال استراحت
سال بالایی ها به ما دخترا به خاطر داشتن همچین هم ترمی هایی تسلیت میگفتن
روز خوبی بود اما چ کنیم که تموم تنمون با اون لباس های نا مناسب با زمین کثیف شد.
اولین کاری که بعد از اومدن به حونه کردم یه دوشت اب گرم بود تموم رگهای بدنم باز شد خیلی خوب بود فعلا
سلام سلام سال نو شما مبارک
جاتون خالی تو عید رفتم سفر خیلی باحال بود
خیلی جاها رفتم
قم تهران اصفهان یزد طبس و مشهد
خیلی زیبا بودن مخصوصا طبس
اصفهان خیلی شلوغ بودمنم مریض شده اصلا بهم خوش نگذشت خدارو شکر با یه سرم زودی خوب شدم
یزد هم خیلی زیبا و خلوت گاهی فکر میکردم شهر ارواحه
طبس تو ذهنم یه جایی بود که شن های روانش زندگی رو سخت میکنه اما چیزی که دیدم یه جای سرسبز بود با یه امامزاده ی خیلی خیلی قشنگ به جرات میتونم بگم از حرم امام رضا قشنگتره
حرم اقا سنگیه اما حرم برادرشون تو طبس گلبارونه زندست متاسفانه بهمون خبر فوت عموی فوت یکی از همسفرارو دادن باعث شد که برگردیم اما مادر همسفرمون همسفرمونو قانع کرد برای اون خدابیامرز برسونه ماهم فرداش رفتیم مشهد و پس فرداش اومدیم خونه
همه چیز هول هولکی شد اما خوب بود میخوام ریز سفرمونم برای یادگاریم بذارم
البته شما ببخشید که من اینجارو با دفتر خاطراتم اشتباه گرفتم
فعلا
پرنده گفت:چه بویی،چه آفتابی ،آه.
بهار آمده است.
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت
پرنده از لب ایوان پرید
مثل پیامی پرید
پرنده کوچک بود
پرنده فکر نمی کرد
پرنده روزنامه نمی خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی شناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغهای خطر
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه می کرد
پرنده آه.فقط یکی پرنده بود
.باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شو
کاش میدانستی ... که جهـانم بی تو الف ندارد ... !!!

دلم برای پاییز تنگ میشه
برای برگهای زردش
سرمای هواش
اغوش گرمش
و برای بهاره عاشق
واقعا چقدر راحت از عشق به بهار زندگی میرسیم
و چه راحت از عشق به بار میشینیم
تو خزان به فراموشی مینشینیم
و تو زمستان به سختیه یخ میشیم
و چه فراموشکاریم که عاشقانه بهار میشیم